امکان دانلود رایگان فایل پایان نامه ها ( معاوضه پایان نامه)

4f/f (605)

4f/f (605)

آموزشکده فنی و حرفه ای دختران شیراز

تهیه کننده

فاطمه رشیدی

رشته

حسابداری

ترم

4

عنوان

كارآفريني

موضوع

کارگاه عروسک سازی

استاد مربوطه

جناب آقاي كيخا

تابستان 87


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  يکشنبه 7 آبان 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

6f/2 (34822)

6f/2 (34822)

كليات:

سقف بتني مجوف و بلوك سقفي حاصل از عناصري كه وزن هر متر مربع آن در مقايسه با سقفهاي توپر متداول نظير تير آهن ضربي كمتر است. عناصر متشكله آن عبارتند از:

الف: تيرچه‌هاي پيش‌ساخته( فلزي يا بتني) بعنوان عنصر كششي و باربر

ب: قطعات پركننده توخالي(مجوف) بعنوان قالب

ج: بتن به عنوان عنصر تركيبي، پوششي و فشاري

د: ميلگردهاي حرارتي و توزيع بار

عناصر فوق‌ا لذكر با مشخصات مشروحه زير تهيه مي‌گردند.

الف- تيرچه‌هاي پيش‌ساخته

تيرچه تمام فولادي – كه قطعات نبشي، سپري، تسمه و يا ورق خم شده تهيه مي‌شود. تيرچه فلزي كه بطور معمول از ورق خم شده تهيه مي‌گردد از دو قسمت فوقاني و تحتاني تشكيل مي‌گردد. اتصال اين دو قسمت بوسيله تسمه و با ضمائمي كه بوسيله پرس در ورق ايجاد گشته با جوش الكتريكي صورت مي‌گيرد.
لازم به تذكر است كه بدليل مصرف زياد ورق آهن تيرچه‌ها و سنگيني ناشي از آن، در حال حاضر اين تيرچه‌ها متداول نمي‌باشد.( شكل 1)

تيرچه‌هاي تمام بتن مسطح- از بتن و ميلگرد( آجدار* )تهيه مي‌شوند( شكل 2). خرباي بعضي از انواع اين تيرچه‌ها از ورق و يا تواماَ ارزاق و ميلگرد مي‌باشد.( شكل 3)

تيرچه‌هاي با قالب سفالي- از قرار دادن ميل‌گرد آجدار و بتن ريزي در قالب سفالي تهيه مي‌گردند.

تيرچه‌هاي بتني پيش تنيده- اين نوع تيرچه معمولاَ با يك سطح مقطع سپري شكل كه در قسمت تحتاني توسط سيم(تك رشته‌اي) و يا كابل( چند رشته‌اي) مسطح شده است تهيه مي‌گردد بدين صورت كه بمنظور ازه يادتاب كششي تيرچه و تقليل ابعاد آن و همچنين اقتصادي بودنش قبل از بتن‌ريزي تيرچه‌ها در كارخانه، ميلگردها با روش خاص و وسايل مخصوص كشيده شوند كه اصطلاحاَ به آنها تيرچه‌هاي بتني پيش‌تنيده مي‌گويند.( شكل5)

ب- قطعات پركننده توخالي( مجوف)

اين قطعات كه در بين تيرچه‌ها قرار مي‌گيرند جنبه قالب داشته و علاوه بر آن عايق حرارتي و صوتي نيز مي‌باشند. قطعات مذكور بصورت بلوكهاي سفالي يا بتني توليد ميگردند كه بسته به فواصل تيرچه‌ها (كه در ضخامت سقف اثر ميگذارد) ابعاد آنها تغيير ميكنند و بهمين دليل با مشخصات گوناگون تهيه ميگردند.(شكل6)

ج- بتن

بتن بعنوان عنصر تركيبي و پوششي مقاومت فشاري را در سطح مقطع بالاي تير تحمل كرده و نهايتاَ به تيرچه‌ها منتقل ميكند. بتن با تيرچه و جداره خارجي قالبها مقطع مركبي را تشكيل ميدهد كه اساس محاسبات اين نوع سقفها ميباشد. ابعاد اين مقطع مركب بستگي به دهانه سقف، بارهاي وارده و فواصل تيرچه‌ها داشته و شكل ظاهري آن به طرح تيرچه و بلوك بستگي دارد(شكل 7)

د- ميلگرد‌هاي حرارتي و توزيع بار

اين ميلگردها يكي از اعضاي مقطع مركب ميباشد كه پس از قرار دادن تيرچه‌ها و سفالها ميبايستي نصب گردند و جهت تقسيم و توزيع تنش‌هاي ناشي از نيروي فشاري و انبساط حرارتي سطح بتن بكار ميروند. اين ميلگردها در جهت عمود بر تيرچه‌هاي پيش ساخته بافصله‌هاي مشخص نصب ميگردند و اكثراَ در مورد تيرچه‌هاي پيش فشرده ميايستي بصورت شبكه قرار گيرند.

مسائل فني

مسائل فني كه ميبايستي در سقفهاي تيرچه و بلوك در نظر گرفته شود شامل موارد زير است:

مرحله توليد در كارخانه
الف- تيرچه پيش ساخته معمولي
ب- بلوك

مسائل حمل و نقل به محل كارگاه و دپوكردن آنها

مرحله نصب و اجراء در محل

مرحله توليد در كارخانه
الف- تيرچه پيش ساخته معمولي- اين نوع تيرچه‌ها براساس مشخصات فني كارخانجات مختلف محاسبه و در ابعاد گوناگون تهيه ميگردند ليكن نبايد عرض آنها از 10 سانتي‌متر و ضخامت بتن تيرچه از 4 سانتي‌متر كمتر باشد و بايد طوري طرح و محاسبه گردند كه وزن خود را نيز تحمل كنند.
مسئله مهم نحوه اجراي خرپاي داخل تيرچه ميباشد كه يكي از موارد با اهميت آن خم كردن ميلگرد‌هاي مهاري و اتصال آن به ميلگرد‌هاي تحتاني و فوقاني است كه سطح مقطع فولاد تيرچه را تشكيل ميدهند، اين خمها معمولاَ بوسيله ماشين آلات مخصوصي انجام ميگردد، براي اتصال آنها حتي‌الامكان بايد از جوش برق(نقطه جوش – داغ جوش) استفاده شود. (عدم رعايت اين نكته و انجام غير فني عمليات جوشكاري باعث ميشود ميلگرد ضعيف و سطح آن نيز كم شود.). ميلگردهاي كششي خرپا در طول تيرچه ميبايستي يكسره و بدون استفاده از تكه ميلگردهاي جوش شده باشند.

ارتفاع خرپا بستگي به ابعاد دهانه‌اي كه تيرچه براي آن استفاده ميگردد دارد بهر صورت اندازه آن بهتر است طوري انتخاب گردد كه بتوان از ميلگرد قسمت بالايي خرپا بعنوان ميلگرد حرارتي نيز استفاده نمود.

قطر ميلگردهاي طولي نبايد از 8 ميليمتر و قطر ميلگردهاي مهاري از 6 ميليمتر كمتر باشد و نيز در قسمت كششي حداقل بايد 2 ميلگرد بكار برده شود. (شكل 8)

ب- بلوك- بلوكها ميبايستي طوري طرح شوند كه بتوانند براي هر نوع سقفي با دهانه‌هاي مختلف اجرا گردند و در نوع مصالح مصرفي آنها دقت كافي مبذول گردد.

معمولاَ در سطح خارجي بلوكهاي سفالي شيارهائي در نظر گرفته ميشود تا ميزان چسبندگي آنها را با بتن بيشتر گرداند.

مسائل حمل و نقل به محل كارگاه و دپو كردن آنها:
حمل و نقل و انباركردن تيرچه‌ها از اهميت خاصي برخوردار است زيرا كوچكترين بي‌احتياطي و عدم رعايت مسائل فني در جابه‌جايي باعث شكستن و يا ترك خوردن آنها ميگردد وچه بسا در هنگام نصب نيز بر اثر عدم كنترل دقيق تركها مشاهده نشوند و در نتيجه بعدها حوادث غيرقابل جبراني رخ دهد.
جهت بارگيري و خالي كردن و انبار كردن تيرچه‌ها و همچنين در موقع نصب در كارگاه‌هاي بزرگ ميتوان از جرثقيل استفاده نمود. بدين ترتيب در مدت زمان اجرا نيز صرفه‌جويي ميگردد.

در كارگاههاي كوچك اغلب جابجايي و نصب بدون استفاده از جرثقيل انجام ميگيرد. بهرحال بايد دقت نمود. در اثر جابجايي تنش‌هاي اضافي به تيرچه وارد نگردد و براي جلوگيري از تنش‌هاي فوق حمل تيرچه بايستي بوسيله دو نفر و بصورت افقي انجام گيرد و از نقاط متناسبي گرفته شود كه توازن تيرچه بهم نخورد.(شكل9)

ميلگرد بالايي تيرچه دستگيره خوبي جهت جابجا كردن آن مي‌باشد مشروط برآنكه از نقاط اتصال ميلگرد بالايي به ميلگردهاي مهاري گرفته شود.( شكل 10)

* * * براي انبار نمودن تيرچه‌ها ميبايست نكات زير رعايت گردد.

* رديف اول تيرچه‌ها بايد برروي زميني مسطح و تراز قرار بگيرد تا براثر وزن رديفهاي بالائي هيچيك از تيرچه‌ها صدمه نبيند.

* بفاصله حداكثر يك متر از هم در طول تيرچه تخته‌هايي كه ضخامت‌هاي مساوي ندارند و حدوداَ ضخامت آنها 5/3 سانتي‌متر است عمود بر تيرچه گذاشته شود. ( شكل 11)

* دقت شود تخته‌هاي فوق‌الذكر در نقاط اتصال بالائي به ميلگردهاي مهاري تيرچه قرار داده شود. ( شكل 12)

* كليه تخته‌ها بايد در يك خط قائم قرار گيرند. بدين ترتيب بار تيرچه‌هاي بالائي در محور مشتركي متمركز و منتقل مي‌گردد.

* فاصله تخته‌هاي كناري تا لبه تيرچه بايد بين 30 تا 50 سانتي‌متر باشد.

* حداكثر مي‌توان 5تا6 رديف و تا ارتفاع يك متر آنها را رويهم بطريق فوق انبار نمود.

* تيرچه‌هاي همطول ميبايست با هم انبار گردند تا انتخاب آنها در مرحله نصب سهل‌تر گردد و از جابجائي تيرچه‌هاي مختلف خودداري شود.

روش فوق جهت انبار كردن دركارگاههاي كوچك كه از نظر جا در مضيقه مي‌باشند مورد استفاده قرار مي‌گيرد ليكن جهت كارگاههاي بزرگ نيز مي‌توان تيرچه‌هاي همطول را بدون استفاده از تخته حداكثر 5تا 6 رديف رويهم و عمود بر هم انبار نمود.( شكل13)

بلوكهاي سفالي يا بتني را مي‌توان متناسب با سطحي كه انبار مي‌گردند بين 3تا4 متر رويهم انبار نمود مشروط برآنكه تكيه‌گاه آنها از قسمت سوراخها باشد كه تحمل بيشتري براي بار قسمتهاي بالا دارند.

مرحله نصب و اجرا در محل
براي پوشش سقف ابتدا تيرچه‌ها را برروي تيرهاي اصلي و يا ديوار بار بركه جزئيات آن مشخص مي‌گردد( بعد از تأمين تكيه‌گاههاي موقت كه شرح آن از نظر خواهد گذشت) كار مي‌گذارند سپس فاصله‌ها بين آنها را با بلوكهاي مجوف پركرده و آهنهاي حرارتي برروي تيرچه‌ها و عمود بر آنها بسته مي‌شود.پس از آمادگي شناژهاي عرضي و تيكه‌گاهي، بتن‌ريزي انحام مي‌گيرد. چون تيرچه‌ها به تنهايي قادر به تحمل وزن مردة سقف قبل از بتن‌ريزي باشند لذا همراه با قرار دادن تيرچه‌ها لازم است تكيه‌گاههاي موقت تأمين گردند. اين تكيه‌گاه بنا به موقعيت فعلي و بزرگي دهانة تيرچه‌ها پس از اينكه بتن مقاومت كافي خود را بدست آورد برداشته مي‌شوند. به اين ترتيب قسمتهاي بتن‌ريزي شده در محل و تيرچه‌ها مجموعاَ بصورت مقاطع مركب عمل مي‌كنند و اتصال اين دو قسمت بيكديگر توسط چسبندگي بتن صورت مي‌گيرد.
نكات مهم در اجراي سقف فوق بشرح زير مي‌باشد:

كارگذاشتن تيرچه‌ها
2-تأمين تكيه‌گاههاي موقت
3-كارگذاشتن ميلگردهاي شناژ رابط بين دو تيرچه جهت ايجاد كانالها و مجاري تأسيساتي در سقف

كارگذاشتن ميلگردهاي شناژ جهت ديوارهاي باربر

نصب بلوكها

كارگذاشتن ميلگردهاي سقف كاذب در صورت لزوم

كارگذاشتن ميلگردهاي كلاف(Tie Beam )

كارگذاشتن ميلگردهاي حرارتي و توزيع بار

كارگذاشتن ميلگردهاي ممان منفي جهت اتصالات گيردار ياطره‌ها( كنسولها)

قالب ‌بنديهاي مورد لزوم و بتن‌ريزي نهايي
3-1- كارگذاشتن تيرچه‌ها:
در موقع جاگذاري تيرچه‌ها روي ديوار يا تيرآهن باربر ميبايست آنها را بدقت كنترل نمود كه ترك خوردگي و يا شكستگي نداشته باشند. در صورت مشاهده بايد تير در همان محل بريده شود و در قسمتهائي كه نياز به قطعات كوچكتري است مصرف گردد. ابعاد و تعداد ميلگردهاي تيرچه‌ها ميبايست طبق محاسبات قبلاَ مشخص گشته و در كارخانه تيرچه‌ها بهمان اندازه مورد نياز تهيه گردند ولي اگر موردي در كارگاه پيش بيآيد كه احتياج به كوچك كردن طول تيرچه باشد ميبايستي با ابزار برشي( مانند فرز) اقدام نمود و بهيچوجه نبايد با خردكردن و يا ضربه‌زدن قسمتي از آنرا قطع نمود. در محل اتصال تيرچه به تير‌آهن بايد قسمتي از ميلگردهاي تيرچه‌ها بصورت نمايان( لخت شده) بيرون باشد كه با توجه به قالب‌بندي زير تيرچه‌ها در بتن‌ريزي نهايي پوشيده خواهند شد.( شكل15)

اندازه‌هاي مجاز ميلگرد نمايان سر تيرچه‌ها با توجه به اتصال آنها به تير اصلي با ديوار باربر بين 15-10 سانتي‌متر مي‌باشد . بهيچ‌وجه نبايد ميلگردهاي تيرچه به پلهاي فلزي چوش شوند زيرا ميلگردهاي تيرچه‌ها در محل اتصال به پل اصلي بعلت حرارت ناشي از جوش‌دادن ضعيف مي‌گردند. لذا مي‌بايست بصورت اتصال ساده رها شوتد و فقط در بتن پوششي غرق گردند . معمولاَ در موقع قرار دادن تيرچه‌ها در ابتدا و انتهاي آنها يكعدد بلوك قرار مي‌دهند تا همواره فاصله تير‌چه‌ها از هم براي بلوكهاي بعدي تنظيم گردد.( شكل16).

3-2- تأمين تكيه‌گاههاي موقت:

از جمله كارهاي مهم در ابتداي اجراي اين نوع سقفها، تأمين تكيه‌گاههاي موقت است كه تعداد آنها براي هر دهانه از سقف ميبايستي توسط شركتهاي اجراكننده محاسبه و تعيين گردد. براي تير‌چه‌هاي پيش‌ساخته( معمولي) تكيه‌گاهها بايد بفاصله 2/1 متر از يكديگر قرار داده شوند. در موقع اجرا بايد خيز متاسبي به طرف بالا( توسط تكيه‌گاههاي موقت) در تير‌چه‌ها ايجاد گردد. مقدار اين خيز بسته به طول دهانه طوري اتنخاب مي‌گردد كه پس ازتكميل سقف و بر اثر بارهاي وارده تقريباَ حذف شود

تخته‌هاي تكيه‌گاه تيرچه توسط چوبهاي چهار تراش نگهداري مي‌گردند. شمعهاي مصرفي معمولاَ از جك يا چوب گرد با قطر حداقل 12 تا14 سانتيمتر مي‌باشد در هر حالت شمع بكاررفته براي تكيه‌گاههاي موقت ميباست كاملاَ مشتقيم باشد پاي آنها در محل مطمئن قرار گيرد.بهتر است در زير شمعهاي چوبي كه روي خاك كوبيده شده و يا زمين سفت زده مي‌شوند از گوه‌هاي چوبي كه ارتفاع را قابل تنظيم مي‌نمايد استفاده گردد بدين .وسيله مي‌توان خيز لازم تيرچه‌ها در دقيقاَ اعمال نمود.(شكل17)

3-3- كارگذاشتن ميلگردهاي شناژ رابط بين دو تيرچه جهت ايجاد سوراخهاي تأسيساتي در سقف:

معمولاَ در ساختمانها جهت عبور كانالهاي كولر همچنين لوله‌هاي تأسيسات و مشابه آن ايجاد كانالهاي عمودي ضروري به نظر مي‌رسد و بر اين اساس تقاطع آنها با سقف مسائلي را بهمراه دارد كه ميبايست با راه‌حلهاي فني و دقيق در اجراي آنها

اقدام نمود. اگر اين حفره‌ها در سقف بر حسب مورد از مجموع سطح دو سفال بيشتر باشند بايد يك قاب آهني به تيرهاي حمال كناري متصل گردد ولي عموماَ در ساختمانهاي معمولي سطح مقطع اين كانالها بيشتر از مجموع سطح دو سفال نيست كه جزئيات اجراي آن در شكل 18 مشخص گرديده است.

ميلگردهاي شناژ رابط پس از تعيين محل كانال همزمان با تيرچه‌هاي اطراف آن قسمت كارگذارده مي‌شون قالب‌بندي مي‌گردند نكته حائز اهميت اينكه چون شناژ رابط بار تيرچه قطع شده را به دو تيرچه طرفين منتقل مينمايد لذا سطح مقطع فولاد مصرفي سناژ محاسبه گرديد و همچنين تيرچه‌هاي طرفين را بعلت اضافه بار در بعضي موارد بايد به صورت دوبل گرفت.

3-4- كارگذاشتن ميلگردهاي شناژ جهت ديوارهاي باربر:

در ساختمانهايي كه اسكلت آنها از ديوارهاي باربر آجري و يا سنگي تشكيل مي‌شود، چون تكبه‌گاههاي تيرچه همزمان با شناژهاي سرتاسري ديوارهاي باربر قالب‌بندي مي‌گردند بايد پس از گذاشتن تيرچه‌ها روي ديوار اقدام به نصب ميلگردهاي شناژ نمود تا نهايتاَ سقف ساخته شده در محل تكيه‌گاهها از گيرداري مناسب برخوردار گردد.

(شكل19)

3-5- نصب بلوكها

دقت كافي در حمل و نصب بلوكها از شكسته شدن آنها جلوگيري مي‌كند. مهمترين مسئله در قسمتهاي كناري است كه بايد فاصله بلوكها تا لبه تير حمال تير مهاري و يا ديوار آجري رعايت گردد. براي اينكار بهتر است پس از نصب يك رديف بلوك در بين دو تيرچه فاصله مجاز بلوك در دو انتهاي تيرچه را تنظبم و در بقيه تيرچه‌ها اعمال نمود. در مورد بلوكهايي كه درمجاورت تيرچه‌هاي مهاري قرار مي‌گيرند بايد دقت شود كه حتي‌المكان از بلوك كامل استفاده گردد ولي در مواردي اجتناب ناپذير مي‌توان اقدام به شكستن سفال طبق جزئيات شماره 4 كرد. نكته حائز اهميت اينكه بلوك و تيرچه را جهت جلوگيري از تركهاي طولي سقف ناشي از تغييرات حرارتي مي‌بايست از يك جنس انتخاب كرد. مثلاَ براي تيرچه‌هاي با قالب سفالي بلوك سفالي انتخاب نمود و نيز براي تيرچهؤهاي تمام بتن مسلح، بلوك بتني.

3-6- كارگذاشتن ميلگردهاي سقف كاذب در صورت لزوم

براي نصب ميلگردهاي سقف كاذب با توجه به موقعيت دقيق محل مورد نظر كه سقف كاذب ميبايست اجرا گردد همزمان با نصب بلوكها ميلگردها بين آنها آويزان مي‌شوند. ارتفاع آنها بر اساس ارتفاع سقف كاذب و ميزاني كه بايد داخل بتنت قرار گيرد محاسبه و مشخص مي‌گردد. ميلگردها معمولاَ بايد از نمره 6 باسند استفاده از ميلگرد 6 براي جلوگيري از هدررفتن و ريختن بتن از بين بلوكها مي‌باشند. به نقشه جزئيات تيپ شمارة 15 مراجعه شود.

3-7- كارگذاشن ميلگردهاي كلاف(Tie Beam)

دهانه كمتر از 20/4 متر اجتياجي به كلاف عرضي عمود بر تيرچه‌ها ندارد ولي در دهانه‌هاي بين 20/4 تا 6 متر بعلت كمانش جانبي تيرچه‌ها وجود كلاف ضروري خواهد بود و سطح ميلگردهاي داخل آنها بر اساس آئيننامه بتن بمقدار حداقل تعيين مي‌گردد. طبق آئيننامه مجموع سطح مقطع اين ميلگردها سطح مقطع بتن است كه ميبايست بر اساس آن محاسبه و اجرا گردد. براي دهانه‌هاي بيش از 6 متر دو كلاف عرضي باتقسيمات متساوي نسبت به دهانه بايد در نظر گرفته شود. ميلگردهاي داخل كلاف بايد حتي‌الامكان سعي شود در منطقه كششي قرار گيرند.( معمولاَ روي تيرچه‌ها) و براي نگه‌داشتن اين ميلگردها مي‌توان آنها را به ميلگردهاي تيرچه‌ها وصل نمود. در صورتيكه ميلگردهاي معمولي استفاده گردد مطابق آئيننامه ميبايستي خم گردند. نحوه اجراء در نقشه تيپ شماره 2 مشخص گشته است.

3-8- كارگذاشتن ميلگردهاي حرارتي و توزيع بار

آخرين مرحله قبل از بتن‌ريزي در سقفهاي معمولي، نصب ميلگردهاي حرارتي مي‌باشد. اين ميلگردها معمولاَ از نمره 6 مي‌باشند كه در مورد تيرچه‌هاي پيش‌ساخته معمولي در صورتيكه ميلگرد بالايي تيرچه مساوي و يا بلندتر از ارتفاع بلوك قرار گيرد. فقط در جهت عمود بر تيرچه‌ها گذاشته مي‌شوند كه فاصله آنهااز يكديگر طبق آئيننامه نبايد از 30 سانتي‌متر بيشتر باشد. براي نصب ميلگردها بايد سعي شود كه آنها را صاف و بدون انحناء كه ناشي از زياد نمودن كلاف است( ميلگرد نمره 6 بصورت كلاف عرضه مي‌گردد) استفاده كرد. فاصله آنها از بلوكها ميبايست حفظ گردد( اين فاصله تقريباَ در وسط بتن روي بلوك است.)از اين ميلگردها همانطور كه قبلاَ شرح داده شد بمنظور توزيع بارو جلوگيري از ترك خوردن رويه سقف در اثر تغييرات حجم ناشي از تغييرات درجه حرارت و عوامل ديگر استفاده مي‌گردد.

3-9- كارگذاشتن ميلگردهاي ممان منفي جهت اتصالات گيردار ياطره‌ها( كنسولها)

ميلگردهاي ممان منفي جهت اتصالات گيردار نيز استفاده مي‌گردند كه در اينصورت ميبايست سطح مقطع مورد نياز فولاد را در تكيه‌گاهها( قسمت بالاي مقاطع مركب) طبق محاسبات لازم تعيين كرد. طول اين ميلگردها معمولاَ دهانه است. بايد در نظر داشت كه حتماَ تيرچه‌ها در امتداد يكديگر باشند( شكل20).

در مورد طره‌ها( كنسولها) بهتر است كه مقدار نسبت پيش‌آمدگي تيرچه‌هاي پيش‌ساخته معمولي به دهانه قبلي خود از 1به4 فراتر نرود. بهرصورت در اين مورد ميبايست مشخصات كامل، اندازه‌ها و سطح مقطع فولاد مورد نياز كنسولها بر اساس محاسبات شركتهاي اجراكننده قبلاَ تهيه گردد. زيرا بار كنسولها فقط بوسيله ميلگردهاي ممان منفي تحمل مي‌گردد كه بايد يكسره باشند و دقيقاَ محاسبه گردند.(شكل21)

اصولاَ بعلت مسائل خاصي كه كنسولها در اجرا دارند بهتر است بارهاي وارده به قسمت كنسولها توسط قاب آهني به تيرها و سپس به ستونها و يا ديوارهاي كناري منتقل گردد و داخل آن بوسيله تيرچه بلوك برگردد.( شكل 22)

3-10- قالب بنديهاي مورد لزوم و بتن‌ريزي نهايي

اين قالب‌بندي معمولاَ در قسمتهاي كناري بلوك تير‌آهن و يا ديوار آجري و در بعضي موارد جهت كنسولها و كلافهاي وسطي دهانه مورد نياز است كه قبل از بتن‌ريزي انجام مي‌گيرد. بعد از اين مرحله بتن‌ريزي نهايي شروع مي‌گردد. ابتدا روي بلوكها را آب مي‌پاشند تا مقداري از آب بتن بوسيله آنها جذب گردد. بتن‌ريزي معمولاَ با پمپ انجام مي‌گيرد و چنانچه از طريق ساختن بتن در محل اقدام گردد رعايت نكات فني در ساخت آن الزامي است. در هر صورت بتن ساخته شده ميبايست كاملاَ مشخصات بتن( از نظر مقدار سيمان در متر مكعب- دانه‌بندي شن و ماسه – ميزان آب) را داشته باشد و زياد و يبره نشود كه تعادل بتن بهم بخورد ضخامت اين بتن از روي بلوكها نبايد از فاضلة لب به لب بين تيرچه‌ها و نيز در هيچ حالتي از 5 سانتي‌متر كمتر باشد. عيار بتن طبق محاسبه ولي حداقل از نوع 300 كيلوگرم سيمان در هر متر مكعب و با مقاومت حداقل 250 كيلوگرم بر سانتي‌متر مربع مي‌باشد. بايستي بتن‌ريزي سقف يكجا انجام گيرد و در موارد خاص روي بلوكها قطع گردد( تيرچه بطور كامل بتن‌ريزي شود). روي بتن ريخته شده را معمولاَ با تخته ماله بزرگ صاف مي‌نمايند بطوريكه در همه نقاط حداقل 5 سانتي‌متر حفظ گردد. پس از پايان بتن‌ريزي در هواي گرم و آفتابي مانند تابستان، 6 ساعت پس از بتن‌ريزي و حداقل تا سه روز روزي سه بار به بتن آب داد. در هواي سرد مانند زمستان 24 ساعت پس از بتن‌ريزي و تا سه روز روزي دو بار اين عمل انجام مي‌گيرد. بعد از گذشت حداقل يك هفته از بتن‌ريزي مي‌توان روي همان سقف شمع‌بندي سقف طبقه بعد را انجام داد.

( دستورالعمل فوق فقط براي شرايط آب و هوائي معتدل مناسب است).

اساساَ مسائل مربوط به بتن‌ريزي در فصول مختلف و استفاده ار مواد شيميائي با موادي كه روي بتن پاشيده مي‌شود ميبايست توسط شركتهاي اجراكننده نسبت به شرايط اقليمي و منطقه‌اي مشخص و رعايت گردد.

بازم به تذكر است برداشتن قالبها ميبايست طبق آئيننامه‌ها و طرح بتن انجام گيرد تا بتن مقاومت كافي را بدست آورده باشد و نيز در فصلهاي مختلف فرق ميكند ليكن قالبهاي وسط دهانه تا پايان كار باقي مي‌مانند. نكته حائز اهميت اينكه بهيچ وجه نبابد سقفها تا قبل ار مقاومت نهايي بتن( 28روز) بارگذاري شوند زيرا اكثراَ ديده شده كه چون اغلب اجراكندگان اطلاعي از سربار ندارند به مقدار زيادي ماسه با آجر و مصالح ديگر روي سقف انبار مي‌نمايند كه در نتيجه باعث شكستن تير‌چه‌ها درتكيه‌گاهها و يا صدمه ديدن بتن خواهد شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

6f/2 (34823)

6f/2 (34823)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

اذا وقعت الواقعة (1) ليس لوقعتها كاذبة (2) خافضة رافعة (3) اذا رجت الارض رجا (4) و بست الجبال بسا (5) فكانت هباء منبثا (6) و كنتم ازواجا ثلاثة (7) فاصحاب الميمنة مااصحاب الميمنة (8) و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة (9) و السابقون السابقون (10)

تقريبا مى‏توان گفت كه تمام اين سوره مربوط به قيامت است.اينچنين‏شروع مى‏شود: «اذا وقعت الواقعة‏» آنگاه كه واقع شد«واقع شده‏».كلمه‏«وقوع‏»،ظاهرا كلمه ديگرى وجود نداشته باشد كه معنايش از خودش‏روشنتر باشد.با هر كلمه ديگرى بخواهيم آن را تفسير كنيم باز به اندازه‏خودش يا بيشتر از خودش روشن نيست.گاهى مى‏گويند وقوع يعنى‏حدوث.ولى وقوع با حدوث متفاوت است.هر وقت‏«حدوث‏»گفته‏شود عنايت به اين است كه يك چيزى كه نبود بعد وجود پيدا كرد.

مى‏گويند حدوث يعنى وجود بعد از عدم.ولى در«وقوع‏»اين جهت قيدنشده يعنى شى‏ء اگر وجود بعد از عدم پيدا كند وقوع پيدا كرده است واگر وجودش بعد از عدم هم نباشد باز واقعيت و واقع است.در اصطلاح‏قديم خودمان و مخصوصا در اصطلاح جديد، كلمه‏«واقعيت‏»زياداستعمال مى‏شود،مى‏گويند واقعيت‏يعنى حقيقت قطع نظر از تصور وفكر ما يعنى قطع نظر از اينكه ما بدانيم كه آن هست‏يا نيست،آن رامى‏گوييم واقعيتى است،يعنى خودش فى حد ذاته وجود دارد،حقيقت‏دارد.اينجا كه راجع به قيامت،تعبير به‏«واقعه‏»مى‏شود يعنى امرى‏محقق و امرى موجود، كما اينكه در آيه ديگر تعبير به ‏«حاقه‏» شده است:

«الحاقة ما الحاقة‏» .مى‏شود گفت كه در اين تعبيرات اين معنا نهفته است كه‏شما به قيامت به چشم يك امرى كه واقع نشده است و در آينده بايدواقع شود نگاه نكنيد،آن را يك امر واقع شده بدانيد،حال يا از آن جهت‏كه به تعبير بعضى آنچنان قطعى الوقوع است كه بايد آن را واقع شده‏فرض كنيد و يا از آن جهت كه مساله قيامت،مساله زمان نيست كه درزمان آينده‏اى مى‏خواهد رخ بدهد،مساله به اصطلاح‏«اطوار»است واينكه الآن هم آن عالمى كه نامش‏«عالم قيامت‏»است به يك معنا وجوددارد،آن يك واقعيتى است كه وجود دارد.عجيب اين است كه در سوره‏واقعه وقتى كه راجع به دنيا صحبت مى‏كند گويى از امر گذشته صحبت مى‏كند.مثلا: «و لقد علمتم النشاة الاولى‏» نشئه اولى را قبلا مى‏دانستيد.ياراجع به اصحاب الشمال مى‏فرمايد(اين خيلى صريح است): «و اصحاب‏الشمال ما اصحاب الشمال فى سموم و حميم و ظل من يحموم لا بارد و لا كريم انهم كانواقبل ذلك مترفين‏» .مثل اينكه الآن ما در قيامت واقع هستيم بعد مى‏گويدكه چرا اصحاب الشمال اينچنين سرنوشت‏شومى دارند و چرا اينقدرمعذبند؟[مى‏فرمايد]اينها قبلا مترف بودند.آيه مطلب را به گونه‏اى بيان‏مى‏كند كه[گويى]دنيا در مرحله گذشته است. «انهم كانوا قبل ذلك مترفين‏و كانوا(و چنين بودند نه چنين هستند)يصرون على الحنث العظيم و كانوايقولون (چنين مى‏گفتند)…» .تعبيرات، اين گونه است.

به هر حال:آنگاه كه امر واقع شده واقع شد،يعنى قيامت. «ليس‏لوقعتها كاذبة‏» .اين آيه را مفسرين دو جور تفسير كرده‏اند:يكى اينكه‏«كاذبة‏»را مصدر گرفته‏اند به معنى كذب.در زبان عربى گاهى اين وزن به‏معنى مصدر هم مى‏آيد،مثل‏«عافية‏».گفته‏اند كه «ليس لوقعتها كاذبة‏»

جمله‏اى است مستقل از «اذا وقعت الواقعة‏» ،آن،جزايش محذوف است:

آنگاه كه واقع شد امر واقع شده.«آنگاه چه‏»يعنى ديگر نمى‏گوييم كه چه‏شد؟خودت ديگر فكرهايش را بكن كه چه شد.به عقيده بعضى ازمفسرين «ليس لوقعتها كاذبة‏» جمله‏اى است مستقل كه معنايش اين است‏كه در وقوع اين قضيه هيچ گونه دروغى وجود ندارد يعنى حقى است كه‏هيچ گونه احتمال خلافى در آن نيست.ولى اين كمى خلاف ظاهر جمله‏است چون بايد «كاذبة‏» را كه به صيغه اسم فاعل است به معنى مصدربگيريم و لام «فى وقعتها» را هم به

معنى‏«فى‏»بگيريم يعنى ليس في وقعتها بعضى ديگر از مفسرين به همان ظاهرش گرفته‏اند و آن به نظر مادرست‏تر است.كاذبة يعنى تكذيب كننده،كسى كه بتواند درباره آن‏دروغى بگويد.مقصود اين است كه در ظرف قيامت و در مرحله قيامت‏ديگر تكذيب و دروغ گفتنى يعنى دروغگويى وجود ندارد چون در ن‏وقت‏حقايق همه مكشوف است (فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم‏حديد).تكذيب مربوط به مرحله دنيا و ظرف دنياست.در آنجا حتى‏كافرترين كافرها هم ديگر نمى‏تواند تكذيب كند چون واقع شده.آنجاهر كسى به راى العين شهود مى‏كند و مى‏بيند.

«خافضة رافعة‏» پايين برنده است و بالا برنده،پست كننده است وبلند كننده.يك مصداق واضح از پست كردن و بلند كردن اين است كه‏خيلى از بلندهاى در دنيا،آنهايى كه در دنيا در مقامات رفيع قرار گرفته‏اندآنجا پستند و خيلى افرادى كه در دنيا پست و حقير و كوچك شمرده‏مى‏شوند آنجا بالا هستند.در آنجا بالاهاى دنيا پست‏خواهند شد وپستهاى دنيا بالا خواهند شد.نه مقصود اين است كه هر بالايى پست‏مى‏شود و هر پستى بالا،بالاهايى از بالا به پايين خواهند آمد و پايينهايى‏از پايين به بالا خواهند رفت.البته بدون شك اين يك مصداقش است،ولى همان طور كه بسيارى يا همه مفسرين گفته‏اند مقصود اين است كه‏تمام شؤون دنيا در آنجا زير و رو مى‏شود يعنى اصلا عالم زير و رومى‏شود،باطنهايى ظاهر مى‏شود و ظاهرهايى باطن.البته آن تعبيرامير المؤمنين در مقام امتحانهاست ولى در آنجا هم صادق است:مثل‏ديگى كه وقتى به جوش مى‏آيد آن چيزهايى كه در زير است مى‏آيد رو وآنهايى كه در رو هست مى‏رود زير:«لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة و لتساطن‏سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم‏» مى‏فرمايد در آينده‏امتحاناتى پيش خواهد آمد،مورد ابتلا قرار خواهيد گرفت چگونه،وغربال خواهيد شد چگونه.مثل غربالى كه به دست‏يك-در خراسان‏مى‏گويند-«رهواردار»است كه وقتى تكان مى‏دهد اين دانه‏ها پايين[و]بالا مى‏روند، ريزها در مى‏روند و درشتها باقى مى‏مانند،همين‏طورتكانهاى سختى بر شما مسلمين وارد خواهد شد و مانند غربال عده‏اى‏خارج خواهيد شد،و آنچنان كه ديگ[حاوى آب و مواد ديگر] وقتى كه‏زيرش آتش و حرارتى نباشد يك حالت آرامشى دارد،جسمهايى كه‏سنگين‏تر هستند و وزن مخصوصشان از آب بيشتر است پايين مى‏روند،آنهايى كه سبكترند رو باقى مى‏مانند، آنهايى هم كه پايين مى‏روندسنگين‏ترها زودتر مى‏روند و سبكترها ديرتر،همين قدر كه حرارت آمد وآن را به جوش آورد،مى‏بينيد مثلا آن نخود يا آن لوبيايى كه در آن ته‏خوابيده بود چگونه قل مى‏زند مى‏آيد بالا،وضع جامعه مردم هم درحرارت امتحانات اين جور مى‏شود، زيرها بالا مى‏آيند،بالاها زيرمى‏روند،خلاصه انقلاب به تمام معنا.كلمه‏«انقلاب‏»هم-كه امروزمعمول شده و انقلابات اجتماعى را«انقلاب‏»مى‏گويند-يعنى‏زير و رو شدن.

اين «خافضة رافعة‏» [را]مفسرين هم تعبير به‏«تقليب‏»كرده‏اند،يعنى‏تمام عالم زير و رو مى‏شود، چون در آيات ديگر قرآن هم هست: «يوم‏تبدل الارض غير الارض و السموات و برزوا لله الواحد القهار» (8) .مثلا درانسانها،باطنها كه در اينجا همه مستور و مخفى است،همه ظاهرمى‏شود و اين ظاهرها در تحت‏سيطره آن باطنها مخفى مى‏شود.دراينجا حكومت بر ظاهر است.همه ما در اينجا يك عده انسانهاى خيلى‏مؤدب و معقولى هستيم كه در اينجا نشسته‏ايم يا در خيابانها داريم راه‏مى‏رويم،همه مثل همديگر هستيم و همه هم انسان هستيم ولى‏باطنهاى ما ممكن است از زمين تا آسمان تفاوت داشته باشد،در باطن،يكى زيبا باشد يكى زشت،يكى انسان باشد يكى غير انسان.در اينجاظاهر بر باطن غالب و حاكم است‏يعنى باطن مخفى است.ولى در آنجاقضايا كه زير و رو مى‏شود ظاهرها تابع باطنهاست‏يعنى هر كسى حشرش‏بر اساس همان نيت و باطنش است،باطنش هر جور هست ظاهرش هم‏تابع باطنش است‏يعنى اگر فرض كنيد يك آدم باطنش با باطن يك گرگ‏شبيه است ديگر ظاهرش هم ظاهر همان گرگ خواهد شد.به هر حال درعالم آخرت اوضاع تغيير مى‏كند، همه چيز زير و رو مى‏شود.

يا مثلا در اين دنيا نظام اسباب حاكم و ظاهر است(نه اينكه در آن‏دنيا نظام اسباب نيست)، مسبب الاسباب با چشمها ديده نمى‏شود،انسان بايد با ديده عقل دقت كند و در وراى اين اسباب،مسبب الاسباب‏را ببيند.ولى در آنجا فقط مسبب الاسباب است كه نمايان است، اسباب‏مخفى است‏يعنى هر كسى مى‏بيند كه آن اسبابى هم كه تا حالا مى‏ديدواقعا اسباب هستند يعنى زمان كارها به دست پروردگار است: «لمن الملك‏اليوم لله الواحد القهار» .الآن هم همين‏طور است،الآن هم «لم يكن له‏شريك فى الملك‏» ،ولى اكنون اين مطلب ظهور ندارد مگر براى كسانى كه‏اهل حقيقت هستند و حقيقت را مى‏بينند.

«اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا فكانت هباء منبثا» .در قرآن‏مكرر مساله زلزله زمين، تكان خوردن زمين،آنهم زلزله‏اى كه نه از قبيل‏اين زلزله‏هايى باشد كه ما تا حالا ديده‏ايم، [ذكر شده است].حركات‏شديد و عنيفى كه ما سراغ داريم،شديدترينش زلزله‏هاست.ديگر از آن‏بيشتر را ما سراغ نداريم.تازه شديدترين زلزله‏هايى هم كه در دنيا رخ‏مى‏دهد،در قسمتى از زمين رخ مى‏دهد كه آن هم باز شايد به آن اعماق‏زمين نمى‏رسد،قسمتى از قشر زمين تكانهايى مى‏خورد كه ما احساس‏مى‏كنيم.ولى در عالم قيامت،طبق آنچه كه از قرآن كريم استفاده مى‏شوداصلا مساله يك نوع زير و رو شدن و تكان و زلزله‏اى است كه نه فقطشامل زمين است بلكه تمام عالم يكسره مى‏شود.حالا اين چگونه است‏خدا عالم است ولى به هر حال در قرآن هست: «يا ايها الناس اتقوا ربكم ان‏زلزلة الساعة شى‏ء عظيم يوم ترونها تذهل كل مرضعة عما ارضعت و تضع كل‏ذات حمل حملها و ترى الناس سكارى و ما هم بسكارى و لكن عذاب الله‏شديد» .قرآن خبر داده از يك زلزله‏اى كه اسمش را گذاشته «زلزلة‏الساعة‏» يعنى زلزله قيامت،مى‏فرمايد:آن،بزرگ و عظيم است.آن روزى‏كه آن زلزله را ببينيد،مى‏بينيد كه ديگر هيچ كس به فكر هيچ كس نيست.

در مقام مثل-چون عواطف مادر خصوصا براى طفل شيرخوارشديدترين مرحله عطوفت است-در حدى است كه اگر مادر[طفل]شيرخوارى آنجا وجود داشته باشد يادش مى‏رود كه طفل شيرخوارى‏دارد.

كوهها چنان در هم كوبيده مى‏شوند مثلا مانند گندمى كه بخواهندتبديل به آرد كنند و يا سنگهايى كه در كارخانه‏ها تبديل به پودر مى‏كنند.

«و بست الجبال بسا فكانت هباء منبثا» اين كوهها به صورت غبارهاى پراكنده‏در مى‏آيد «و كنتم ازواجا ثلاثة‏» و شما سه صنف مردم خواهيد بود،و شمامردم به سه دسته تقسيم خواهيد شد كه دو دسته شما اهل نجاتند و يك‏دسته اهل هلاك «فاصحاب الميمنة ما اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة مااصحاب المشئمة و السابقون السابقون‏» آن سه نوع و سه صنف به اين شكل‏است:گروهى اصحاب ميمنه هستند.ميمنه به دو معناست:يكى به‏معناى يمين است، راست در مقابل چپ.در آيات بعد خواهد آمد:

«اصحاب اليمين و اصحاب الشمال‏» دست راستى‏ها و دست چپى‏ها.

اصطلاح‏«دست راستى و دست چپى‏»در زمان ما پيدا شده ولى البته‏اينها به مقصود ديگر و اصطلاح ديگرى است.اصطلاح قرآن هزار ودويست‏سال قبل از اين اصطلاح پيدا شده است. بعد در آن آيه ببينيم كه‏به چه عنايت «اصحاب اليمين و اصحاب الشمال‏» مى‏گويند،دست راستى‏هاو دست چپى‏ها،ياران راست و ياران چپ.

اصطلاح جديد كه مى‏گويند«دست راستى و دست چپى‏»اصطلاح‏رايجى است كه از زمان هگل فيلسوف معروف آلمانى كه از بزرگان‏فلاسفه غرب و دنيا شمرده مى‏شود رايج‏شده است. هگل شاگردهاى‏زيادى داشته و مى‏گويند روى كرسى تدريسش كه ى‏نشست‏شاگردانش‏معمولا جاهاى مشخصى داشتند،يك عده در دست راست كرسى‏اش‏مى‏نشستند و يك عده در دست چپ.از نظر فكر هم دست راستى‏ها بادست چپى‏ها متفاوت بودند يعنى افكار دست راستى‏ها افكارمعتدلترى بود و افكار دست چپى‏ها افكار تندترى.دست راستى‏هامحافظه‏كارانه فكر مى‏كردند و دست چپى‏ها انقلابى و تند.كم كم اين، اصطلاح شد:دست راستى‏ها و دست چپى‏ها.بعد در غير شاگردهاى‏هگل هم در هر جامعه‏اى هر گروهى را كه نسبتا محافظه‏كارانه فكر كند «دست راستى‏» گفتند و هر گروهى را كه انقلابى و تند فكر كند «دست‏ چپى‏». امروز به سرمايه‏دارها چون روش سياسى‏شان روش محافظه‏كارانه است مى‏گويند«دست راستى‏ها»،به كمونيستها كه‏روششان روش انقلابى است مى‏گويند«دست چپى‏ها».

ولى عرض كرديم اصطلاح قرآن هزار و دويست‏سال قبل از اين‏پيدا شده.قرآن اصحاب اليمين را اهل سعادت مى‏داند و اصحاب‏الشمال را اهل شقاوت و گروه ديگرى را اختصاصا ذكر مى‏كند كه آنها را«سابقون‏»(پيشى گيرندگان)مى‏نامد و آنها هم اهل سعادتند و مقامشان‏از اصحاب اليمين هم خيلى بالاتر است.در عين حال قرآن براى همه‏اينها عظمت قائل است‏يعنى اگر سابقين بر اصحاب ميمنه تقدم دارندخيال نكنيد خود اصحاب الميمنه وضعشان وضع كوچكى است.اول به‏يك صورت تعظيم و تبجيل دارد: «فاصحاب الميمنة‏» يك دسته اصحاب‏الميمنه هستند «ما اصحاب الميمنة‏» چى هست اصحاب الميمنة؟يعنى چه‏مى‏دانى چى هست؟البته بعد خود قرآن مقدارى از سعادتهاى آنها راتشريح مى‏كند ولى مقدمتا مى‏گويد اصحاب الميمنة و چيست اصحاب‏ميمنه «و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة‏».

گفتيم كه‏«ميمنه‏»به دو معنى است.يكى به معنى راست است درمقابل چپ.يكى هم به معناى همين ميمنتى كه امروز مى‏گوييم يعنى‏يمن و بركت و خير،كه[اصحاب ميمنه]در واقع مى‏شود اصحاب خير ويمن،و اصحاب مشئمه بر عكس،يعنى اصحاب شؤم،اصحاب‏شئامت، شومها.در واقع اين جور مى‏شود:اصحاب ميمنت:ميمونها،با سعادتها،اصحاب مشئمه:شومها، بدبختها.«و اصحاب مشئمه وچيست اصحاب مشئمه؟»يعنى كار اينها هم خيلى بزرگ و عظيم است.

درباره اين دو گروه فرمود:«اصحاب ميمنه،چيست اصحاب ميمنه؟

اصحاب مشئمه،چيست اصحاب مشئمه؟»،به‏«سابقون‏»كه مى‏رسدحتى كلمه‏«چيست‏»را هم برمى‏دارد: «و السابقون السابقون‏» اماپيشى‏گيرندگان همان پيشى‏گيرندگان‏اند،يعنى كافى است كه مادرباره‏شان بگوييم‏«پيشى‏گيرندگان‏».اول اين سه دسته را ذكر[مى‏كند وبعد مطالبى] درباره نعيمهاى سابقين و نعيمهاى اهل ميمنت وعذابهاى اهل مشئمت-كه بعد هم از اهل مشئمه به‏«اصحاب الشمال‏»تعبير مى‏شود-بيان مى‏فرمايد.

اينجا چون تقسيم سه گانه شده است نه دو گانه،قهرا يك عنايتى‏در آن هست.اين سؤال مطرح است كه چرا قرآن تقسيم را دوگانه نكرد؟

در بعضى جاهاى ديگر هم تقسيم دوگانه شده،مسلم اينجا هم اگرتقسيم دوگانه مى‏شد صحيح بود ولى چون سه‏گانه شده است معلوم‏مى‏شود يك عنايت‏خاصى به اينها هست.اگر تقسيم دوگانه مى‏شد اين‏بود كه مثلا بفرمايد مردم دو دسته مى‏شوند:سعدا و اشقيا. مطلب‏درست هم بود،هيچ ايرادى هم نداشت كما اينكه در آيات ديگرى درقرآن هست: «اما الذين سعدوا ففى الجنة‏» ، «فاما الذين شقوا ففى النار» .ولى‏قرآن خواسته است كه سعدا را هم يك تيپ معرفى نكند و به اصطلاح‏به يك چوب نراند و بيان كند كه سعدا هم در عين اينكه همه سعداهستند ولى آنقدر ميانشان تفاوت هست كه اينها را ما بايد در دو گروه‏بشماريم،كه گروهى را«سابقون‏»ناميده است و بعد هم مى‏فرمايد:

«اولئك المقربون‏» اينها مقربان هستند،و گروه ديگر را«اصحاب ميمنه‏» ناميده است كه در سوره واقعه آيه‏اى نداريم كه كلمه‏«ابرار»را بر آنهااطلاق كرده باشد ولى در جاى ديگر ما داريم كه به اينها كلمه‏«ابرار» اطلاق شده است.اينها نيكانند و آنها مقربان،و فرق است ميان نيكان ومقربان.اين جمله معروف است،به حديث هم نسبت داده مى‏شود.

الآن من قطعا نمى‏دانم كه اين جمله حديث است‏يا كلام عرفاست كه‏مى‏گويند:«حسنات الابرار سيئات المقربين‏»كارهاى نيك ابرار،گناهان است‏براى مقربين،يعنى درجه آنها آنقدر بالا است كه كارهايى كه براى اينهاحسنه و درجه است و اينها را بالا مى‏برد براى آنها سيئه است و آنها راپايين مى‏آورد.حسنات اينها در درجه گناهان مقربين است.پس معلوم‏مى‏شود فاصله ميان سابقون و اصحاب ميمنه خيلى زياد است.

حال تعريف‏«سابقين‏»چيست؟اين سابقين(پيشى گيرندگان)راچگونه مى‏توانيم تعريف كنيم؟ نمى‏دانيم چگونه بايد تعريف كنيم ولى‏از خود كلمه‏«سابق‏»و از اينكه اين كلمه در قرآن در جاهاى ديگر هم به‏كار برده شده است‏شايد بشود اين را به دست آورد.سابقون كسانى‏هستند كه در همه خيرات پيشى گرفته‏اند،پيشى گيرندگان هستند.اهل‏ميمنه هم مسلم به خيرات رسيده‏اند ولى بعد از همه رسيده‏اند. اهل ‏ميمنه-از آياتش هم چنين مى‏شود استفاده كرد-مردمى هستند كه يا درابتدا اهل گناه بوده‏اند و بعد تائب شده‏اند و يا مردمى هستند كه گناه وطاعتشان،غفلت و تذكرشان با يكديگر بوده ولى در عين حال جانب‏طاعت و عمل صالح در آنها چربيده است.ولى سابقين و پيشى‏گيرندگان‏اصلا مردمى هستند كه در اين راه هميشه پيشتاز و جلو بوده‏اند.اينهاافرادى نيستند كه يك مدتى در راه ديگر بوده‏اند يا يك حالت نوسانى‏داشته باشند،گاهى از اين طرف بروند گاهى از آن طرف ولى در نهايت‏امر بگوييم در راه راست هستند،نه،اينها كسانى هستند كه در هر كارخيرى سابق و مقدم بر ديگران هستند. در آيه‏اى در قرآن داريم كه: «ثم‏اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات‏». بعيد نيست-همين‏طور كه بعضى مفسرين گفته‏اندمضمون آن آيه با اين آيه يكى باشد.ابتدا اين است كه ما كتاب را(قرآن‏را)به ارث مى‏دهيم به گروهى از مردم كه آنها را برگزيده‏ايم،كه درروايات ما آمده است كه اين آيه دليل بر اين است كه هميشه يك گروه‏برگزيده‏اى كه علم قرآن در نزد آنها باشد وجود دارد و اين گروه ائمه‏هستند.از نظر اهل تسنن چنين كسانى ما نداريم كه حتى خودشان هم‏قائل باشند كه علم حقيقى قرآن نزد آنهاست.بنابر اين يك چنين گروه‏خاصى ما داريم.پس مردم سه دسته هستند:آنان كه به خود ستم‏كرده‏اند.اينها همان اصحاب المشئمه هستند.اينجا تعبير قرآن اين است:

مردمى كه شومى همراه خودشان دارند.قرآن در مساله‏«شومى‏»اين معنارا تفسير كرده كه شومى و شئامت براى هيچ كسى در خارج وجودش‏نيست،شئامت هر كسى در اعمال خودش است: «قالوا انا تطيرنا بكم لئن‏لم تنتهوا لنرجمنكم و ليمسنكم منا عذاب اليم قالوا طائركم معكم ائن ذكرتم‏».

آيه‏ديگر: «فاذا جائتهم الحسنة قالوا لنا هذه‏» .از موسى و قوم موسى نقل مى‏كندوقتى كه نيكى و خيرى به آنها مى‏رسيد مى‏گفتند اين ديگر استحقاق‏خود ماست «و ان تصبهم سيئة‏» احيانا اگر يك بدى به ايشان مى‏رسيد «يطيروا بموسى و من معه‏» مى‏گفتند از شئامت اين موسى و همراهانش‏است.از آيات قرآن اين مطلب كاملا استفاده مى‏شود كه شومى يعنى‏شئامت به معناى يك امر ذاتى شخص نيست كه بگوييم كسى درسرشتش شوم آفريده شده است،يا شئامت‏شخص در امور خارج ازوجودش نيست كه بگوييم فلان كس براى من شوم است،اين اسب‏براى من شوم بود،اين زن براى من شوم بود، آن زن بگويد اين شوهربراى من شوم بود،اين بچه من اصلا بچه شومى است،از اين حرفهايى‏كه بشر هميشه وقتى مى‏خواهد از مسؤوليت‏خودش بگريزد ونمى‏خواهد خودش را مسؤول بدبختى خودش بشناسد مى‏رود به سراغ‏اشياء ديگر،به سراغ زمان،به سراغ مكان،به سراغ افراد،به سراغ‏حيوانات:اين حيوان شوم است،اين انسان شوم است،اين بچه شوم‏است، اين زن شوم است،اين زمان شوم است،اين مكان شوم است،روزش چنين بوده،شبش چنين بوده،ساعتش چنين بوده است.بنابر اين «اصحاب المشئمة‏» با «ظالم لنفسه‏» تطبيق مى‏شود. در اينجا فرموده‏«ياران شومى‏»،در جاى ديگر فرموده‏«آنهايى كه به خود ستم كرده‏اند».

پس شومى‏شان از اين پيدا شد كه اعمالشان بد بوده.

«و منهم مقتصد» و قومى هم هستند حد وسط،بين «ظالم لنفسه‏» و آن‏دسته ديگر. «و منهم سابق بالخيرات‏» و يك دسته ديگر هم هستند كه پيشى‏گرفته‏اند به خيرات،خيرات را با خود برده‏اند.در اينجا هم اين جور آمده‏است: «اصحاب الميمنة ما اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة‏و السابقون السابقون‏» اما«پيشى گيرندگان‏»در شانشان همين كافى است كه‏بگوييم پيشى گيرندگان هستند. «اولئك المقربون‏» آنها هستند مقربان،يعنى‏نه اصحاب الميمنة،اصحاب المشئمة كه به جاى خود.«مقربان‏»هر گاه در قرآن‏اطلاق شود-كه يك بار ديگر در آخر همين سوره واقعه باز نامى ازمقربان برده خواهد شد-همانها هستند كه ما آنها را«سابقان‏»مى‏ناميم.

«فى جنات النعيم‏» مقربان در جناتى از نعيم هستند. «جنة نعيم‏» هم ماداريم.اگر «جنة نعيم‏» فرموده بود،يك بهشت بيشتر نبود.ولى وقتى كه‏«جنات النعيم‏» مى‏گويد(بهشتهايى از نعيم)انواعى از بهشتها را مخصوصابراى اهل اخلاص بيان مى‏كند كه در آيات سوره رحمن هم خوانديم،بهشتهاى روحى و معنوى‏اى كه وجود دارد و درجاتى بالاتر از بهشتهاى‏مادى است.آنها امورى است غير قابل توصيف،برعكس بهشت مادى‏كه قابل توصيف است.اول مى‏فرمايد: «فى جنات النعيم‏» يعنى در بهشتهاى‏قابل توصيف و بهشتهاى غير قابل توصيف. درباره آن بهشتهاى غير قابل‏توصيف همين قدر فرموده: «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين‏» كسى‏نمى‏تواند بفهمد كه چه چيزهايى در آنجا پنهان است.

«ثلة من الاولين و قليل من الاخرين‏» گروه كثيرى از اولين و كمى ازآخرين از زمره سابقان‏اند. اين آيه معركه آراء ميان مفسرين شده است كه‏مقصود از«اولين‏»و«آخرين‏»چيست.بعضى گفته‏اند«اولين‏»يعنى ما قبل‏پيغمبر اكرم،از آدم تا رسول خدا و«آخرين‏»يعنى از رسول خدا به بعد،يعنى امت پيغمبر آخر الزمان.اگر اين جور باشد معناى آيه اين مى‏شودكه گروه سابقين كه مقربان هستند اكثرشان از امتهاى ديگر يعنى از مردم‏قبل از زمان حضرت رسول هستند، در دوره حضرت رسول به بعد گروه‏كمى هستند كه به مقام سابقين رسيده‏اند.معناى اين سخن اين است كه‏چون در امم سابقه پيغمبران زياد بوده‏اند و ما صد و بيست و چهار هزارپيغمبر داريم،لا اقل همه پيغمبران را بايد در زمره سابقين شمرد اگر ازاوصياى پيغمبران كسى جزو آنها نباشد،ولى در امت آخر الزمان فقط‏ائمه‏اند كه در رديف سابقين هستند و عده كمى از غير ائمه هم ممكن‏است جزو سابقين باشند.

ولى عده‏اى ديگر از مفسرين اين نظر را قبول ندارند كه‏«اولين‏»يعنى‏مردم قبل از پيغمبر و «آخرين‏» يعنى امت آخر الزمان،بلكه مى‏گويندمقصود از«اولين‏»و«آخرين‏»هر دو همين امت آخر الزمان هستند منتها[سابقين]در ميان اولينشان بيشتر است تا آخرينشان.قرينه‏اش هم اين‏است كه در اول مخاطب مى‏فرمايد: «و كنتم ازواجا ثلاثة‏» شما سه نوع‏هستيد.اين‏«شما»كه مى‏گويد،مى‏توانيم بگوييم مخاطب در اينجا[امت آخر الزمان است].البته محال نيست ولى بعيد است كه بگوييم اين «كنتم‏» يعنى شما بشرها از اول عالم تا آخر عالم.ظاهر اين است كه «كنتم‏» خطاب به امت آخر الزمان است:شما امت آخر الزمان سه دسته‏خواهيد بود:سابقين، اصحاب الميمنة يا اصحاب اليمين و اصحاب‏المشئمه يا اصحاب الشمال،خصوصا كه ما قرائن ديگر هم از خارج برهمين مطلب داريم از جمله اين حديثى كه فريقين نقل كرده‏اند كه پيغمبراكرم فرمود:«علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل(يا:افضل من انبياء بنى اسرائيل)» علماى امت من مانند انبياء بنى اسرائيل‏اند يا افضل از انبياء بنى اسرائيل‏هستند.و باز احاديث زيادى داريم كه پيغمبر اكرم فرمود اتباع من درقيامت از اتباع تمام پيغمبران ديگر بيشتر است‏يعنى كسانى كه به وسيله‏من به سعادت مى‏رسند با مقايسه تمام امتهاى ديگر بيشتر هستند.دريك حديث فرمود در حدود سه ربع اهل بهشت امت پيغمبر آخر الزمان‏هستند.در اين صورت بعيد است كه كسى بتواند اين جور بگويد كه درتربيت پيغمبرهاى گذشته افرادى كه به مقام سابقين رسيده‏اند زيادبوده‏اند و در امت آخر الزمان افرادى كه به مقام سابقين برسند كمترهستند.بنابر اين ظاهر اين است كه قضيه از همين قرار است كه در هر دو، خطاب به امت آخر الزمان است‏يعنى نظر فعلا درباره اينهاست.شما اى‏امت آخر الزمان سه گروه هستيد:سابقان،اصحاب الميمنة،اصحاب‏المشئمة،ولى در ميان اولين شما از سابقان بيشترند تا آخرين شما.

مطلبى هست از بوعلى سينا راجع به همين آيه و راجع به اينكه آيا مجموعا اهل سعادت بيشترند يا اهل شقاوت؟ بعضى مى‏گويندمجموعا اهل شقاوت بيشترند يعنى آنهايى كه عاقبت كارشان عذاب‏است بيشترند از آنهايى كه عاقبت كارشان نعيم است. اينجا يك ايراد ويك شبهه وارد شده است كه چگونه مى‏تواند چنين باشد كه مآل كاراكثريت مردم بر شقاوت باشد و مآل كار اقليت بر سعادت؟ فلاسفه اين‏مساله را به شكل خاصى تقرير كرده‏اند. بوعلى سينا در اينجا يك حرف‏خيلى خوب و شيرين و زيبايى دارد كه بعد ملا صدرا و ديگران همان‏حرف او را نقل كرده‏اند و چيزهايى هم به آن اضافه كرده‏اند.خلاصه‏حرفش اين است: مقصود ما از اهل شقاوت و اهل عذاب چه كسانى‏هستند؟ اگر مقصود همه مردمى باشد كه به نوعى عذاب مى‏كشند و لودر برزخ،و بعد در قيامت پاك مى‏شوند يا قبل از تمام شدن حساب، ياحتى به جهنم مى‏روند ولى بعد آزاد و خلاص مى‏شوند،[به عبارت‏ديگر]اگر مقصود از اهل نعيم كسانى است كه به هيچ وجه هيچ عذابى‏نمى‏كشند،از همان لحظه‏اى كه از اين دنيا مى‏روند غرق در نعيم‏اندالى الابد،و اهل عذاب يعنى كسانى كه به نوعى و لو در وقت مردن،و لودر عالم برزخ عذاب مى‏كشند،مى‏شود گفت اكثريت مردم اهل عذابنديعنى به نوعى رنج را خواهند چشيد.ولى اين حساب درست نيست،عاقبت را بايد سنجيد.اگر ما عاقبت را بخواهيم بسنجيم اكثريت مردم‏در نهايت امر اهل نجات هستند منتها گروهى از اول اهل نجاتند، گروهى‏عذاب مختصرى مى‏كشند(ممكن است كه همان قبض روحشان‏پاك كننده‏شان بشود و بعد از قبض روح كارشان صاف است)،عده‏اى ممكن است در همان ابتداى عالم برزخ كارشان حل شود،عده‏اى‏ممكن است در تمام عالم برزخ گرفتارى داشته باشند بعد كارشان حل‏شود،عده‏اى ممكن است در قيامت گرفتارى داشته باشند بعد كارشان‏حل شود-چون خود قرآن سخن از معذبهايى كه در نهايت امر نجات‏پيدا مى‏كنند آورده است-و آنهايى كه خيلى گرفتار هستند «لابثين فيهااحقابا» ولى بعد از احقاب نجات پيدا مى‏كنند.حتى كسانى كه استحقاق‏ عذاب مخلد دارند زياد هستند ولى مغفرت الهى شامل حال افرادمى‏شود و شايد آنهايى كه در عذاب مخلد باقى مى‏مانند خيلى قليل‏باشند.

بوعلى حرفش اين است كه سعادت اخروى و معنوى يا به عبارت‏ديگر سلامت روحى و معنوى درست مانند سلامت جسم و مانندزيبايى جسم است.مى‏گويد همان طور كه در ميان مردم زيباى زيبا كم‏است،زشت زشت هم كه نفرت‏آور باشد كم است،اكثريت مردم‏متوسط ميان زشت و زيبا هستند يعنى نه زيباى مطلق‏اند نه زشت مطلق،[همين‏طور در ميان مردم افرادى كه از نظر روحى و معنوى زيباى زيبا يازشت زشت باشند كم‏اند،اكثريت مردم در حد متوسط هستند]،و چون‏طبيب است مثال به سلامت مى‏زند،مى‏گويد در ميان مردم از نظرجسم،سالم سالم كه اگر يك طبيب به اصطلاح امروز بيايد «چكاپ‏» كند تمام جهازات بدنى‏اش را سالم تشخيص بدهد،جهاز باصره‏اش،جهازسامعه‏اش،جهاز هاضمه‏اش،قلبش، كبدش،اعصابش همه سالم سالم‏باشد،اينها يك اقليتى هستند.در ميان مردم،مريض مريض هم دراقليت است.اكثريت مردم متوسطها هستند كه سالم‏اند ولى خالى از يك‏است،ولى مى‏بينيد يك ناراحتى هم مثلا در كبد يا روده يا اعصاب دارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

نمونه تحقیق علمی-45- دانلود فایل

نمودار STYLEREF 1 s ‏4 SEQ نمودار * ARABIC s 1 7: نمودار میله‌ای درصد فراوانی پاسخگویان برحسب درجه‌ی کیفیت هوای تهرانبررسی سؤالات دیدگاه خانوار نسبت به کیفیت هوابررسی سؤال ابتلا به بیماری توزیع فراوانی پاسخ‌ها نشان می‌دهد که، به نظر 21.4 درصد احتمال وجود بیماری به دلیل آلودگی هوا را نقض می‌کنند(که این ممکن … ادامه خواندن " دانلود پایان نامه ایرانداک- 45- \\\"”(سایت تحقیق علمی )”\\\" "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود تحقیق علمی-4444- تحقیق علمی

روایت دیگر که مالکیت انسان را بر بدن و اعضایش اثبات می کند و بدان استناد شده است ، روایت امام صادق (ع) است که می فرمایند : ( ان الله تبارک و تعالی فوض الی المومن کل شی ء الا ذلا نفسه ) یعنی : ( خداوند تبارک و تعالی واگذار کرده است به … ادامه خواندن " فایل- 4444- دانلود پایان نامه "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

-34545- جدید

مشکل ثبات خزش برای پوسته خطی ویسکوالاستیک استوانه ای به عنوان مسئله ای با مقادیر ویژه ای یک انتگرال همگن فرموله شده است. و این معادله در این شرایط مرزی خواص و اولیه محاسبه شده است. معادله حاکم با استفاده از روش شبه الاستیک راه حلی ا ارائه کرده است. این روش بیان می کند … ادامه خواندن " پژوهش علمی های ارشد- 34545- دانلود مقاله "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

ارشد-a (1)- ارشد

بسم الله الرحمن الرحيم دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد دانشکده مهندسی برق پاياننامه برای دريافت درجه کارشناسی ارشد«M.Sc.» گرايش: كنترل عنوان: کنترل سرعت(گشتاور) و شار موتور القايی بر اساس روش کنترل مستقيم گشتاور با استفاده از کنترلکننده مبتنی بر پسيويتی استاد راهنما: دكتر غلامرضا عرب استاد مشاور: دكتر سعيد اباذري نگارش: مهدي درخشان هوره … ادامه خواندن " جدید- a (1)- دانلود فایل "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

پایان نامه های کارشناسی ارشد-a (3)پایان نامه

************************************* *************************************   نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: … ادامه خواندن " دانلود نمونه پژوهش- a (3)- دانلود پژوهش فارسی "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پژوهش-a (8)- \\\"”(سایت پژوهش )”\\\"

ب : رشد شهر نشینی ایران از نظر رشد جمعیت شهر نشین که طبق مطالعات نظری این یک عاملی مهم در گسترش بخش غیر رسمی است، همچون رشد جمعیت از بیشتر کشور های در حال توسعه جلو زده است. برای مثال در سال 1989 از حدود 100 کشور در حال توسعه تنها حدود 20 کشور … ادامه خواندن " فول تکست- a (8)- جدید "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  | 

دانلود پایان نامه-a (12)- ریسرچ های ارشد

در راستاي لزوم بهکارگیري بخش خصوصی در ورزش کشور و متأسفانه بحران بیکاري و وضعیت بازار کار در جامعه و تحولی که بدون تردید صنعت ورزش قادر است در شرایط بازار کار ایجاد کند، محقق بر آن شد تا عوامل مؤثر بر میزان اشتغالزایی بخش خصوصی در ورزش کشور را مورد بررسی قرار دهد. آن … ادامه خواندن " تحقیق- a (12)- تحقیق "ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهريور 1396ساعت Array توسط مدیر  |